معراجی ها

معراجی ها

وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فِی سَبیلِ اللّهِ اَمواتا بَل اَحیاء عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون
معراجی ها

معراجی ها

وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فِی سَبیلِ اللّهِ اَمواتا بَل اَحیاء عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون

کسی که خسته نشد..

بسم رب الشهداء
  آرام و قرار نداشت و لحظه ای روی زمین بند نمی ماند 
دائما می دوید... میدوید برای خدمت ... 
 خطر برایش معنایی نداشت و درعین حال نسبت به دیگران بسیار محتاط بود
شیرِ دارخوین روایتی ست مستند از کسی که هرگز خسته نشد...
آنقدر تا آنکه زمین تاب عظمتش را نیاورد و آسمان در آغوشش گرفت
"این یک کتاب معمولی نیست"

 برشی از کتاب:
دست کرد توی جیبش: (( حالا چرا  انقد ترسیدی؟ بچه های چال کاظم که ترسو نبودن.)) بسته ی کوچکی بیرون کشید. جلد قهوه ای بسته توجه اصغر را جلب کرد. (( بیا اینو بخور غش نکنی. تا بعد به موضوع رسیدگی کنم. بخور شکلات عراقیه!))
اصغر شکلات را گذاشت توی دهانش اما یادآوری حرف جواد که رسیدگی به ماجرا را به(( تابعد)) موکول کرده بود مزه شکلات را زهرمارش کرد.
 
ادامه مطلب ...

لَعَلَ الساعَه قَریب...

بسم الله

گاهی یادمان میرود کی هستیم

کجا هستیم و اصلا چرا هستیم!؟

گاهی یادمان می رود که تنها نیستیم

یک فکر...

یک قضاوت...

یک حرف...

چقدر میتواند برایمان گران تمام شود 

مشکل اینجاست... که وقتی خواهیم دانست که خیلی دیر شده است...

اما گاهی فقط یک نیت ساده لازم است تا تمام دنیارا به پایت بریزند...

آن زمان خواهیم گفت جز یک روز یا نصف روز بر روی زمین زندگی نکردیم!

هر لحظه ات که میگذرد نزدیک تر خواهد شد مراقب باش!

      حتی اگر تنها یک داستان ساده باشد...
      برای چند لحظه تورا به سمت خودت و خدایت می برد همین هم
       غنیمت است!
       از اینجا دانلود کنین